رودخانه مرغاب

مرغاب, رودی تاریخی در قلب سرزمین انوش

پل سنگی جلال آباد - علی آباد - جهان آباد

در مرکز فلات ایران, تنها رودخانه ی دایمی, زنده رود یا زاینده رود است که از پشت کوههای جنوبی شهر نجف آباد عبور کرده و سپس در نزدیکی درچه با مرغاب که شاخه ای ازین رود است یکی شده و باعبور از,کنار کوه آتشگاه به سمت شرق حرکت کرده و به پایان مسیرش “گاوخونی” می رسد هرچند که مرغاب در قتلگاهی به نام “سد شهید محمد منتظری” یا “سد خمیران” خفه شده و سه دهه هست که شرق مرغاب خشک گردیده است.

این سد خاکی در حدود سالهای ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۹ به همت جهاد سازندگی آن زمان شهرستان نجف آباد و جهت پر آب تر شدن سفره ی زیر زمینی منطقه زده شد ولی غافل از آنکه باعث پایین رفتن آب چاهها وقناتهای منطقه ی شرق و چه بسا پر آب تر شدن قسمت شمال تا میمه گردید.
این کار به ظاهر نیک, هیچ کار خیری برای کشاورزان نداشت گو اینکه بی اعتمادی آنها را در پی داشت چرا که این کار غیر اصولی و بدون علم وتحقیق صورت گرفته بود.اگر چه خیر این سد به مکانهای غرب سد و نیز حوالی تیران رسید ولی میزان تبخیر سطحی و نیز خشک شدن شرق مرغاب, اکوسیستم منطقه را بر هم زد.
رودی که هزاران سال, طراوت وپرآبی و پر محصولی را برای کشاورزان این سرزمین به همراه داشت و چنان آبی داشت که شیخ بهایی, طوماری برای تقسیم آب آن, تهیه و اجرایی کرد و جالب آنکه نجف آباد و نیز جوزدان هم سهم آبه داشتند.
مسیر حرکت مرغاب از ابتدای کوههای دالانکوه در غرب نجف آباد (اطراف روستای دوتو) شروع شده و به سمت شرق حرکت می کند تا به زاینده رود می ریزد.
مسیر حرکت این رودها به گونه ایست که شکل “Y”(شکل شاخ گاو) پیدا می کند که مشابه صورت فلکی “گاو” (ثور) است. این مشابهت ها هرچند برای ما مفهومی ندارد ولی چه بسا رموزی در گذشته بوده اند.
کهن بود رود مرغاب را می توان در تکرار نام این رود در ایران باستان چون مرو, پاسارگاد و ایذه (آیاپیر باستان) جستجو کرد.هر چند نام “مروآب” را می گویند به “مرغاب”تبدیل شده ولی باید گفت که شوند نامگذاری این رود چندین گزینه است:
۱.وجود علفهای مرغی حاشیه ی جویها و رودها و نام مرغاب به فتح میم
۲.وجود پرندگان آبی نظیر مرغابی
۳.وجود مرغهای کوهی بزرگ اطراف این رود و چشمه مرغاب
۴.نامگذاری بر اساس تغییر دو قسمت “مار” به علاوه ی “گاو” که به ترتیب به “مر” و “غاب” تبدیل شده باشند و نشان از شکل ماری و بزرگی این رود داشته است
۵.شاید منظور “مرگاب” بوده که نشان از خشکی و مرگ آب داشته و یا برعکس
با این حال وجود نام “مرغاب” در جاهای مختلف ومهم ایران قدیم یکی از دلیلهای قدمت این رود است.
از دیگر علتهای قدیمی بودن رود مرغاب, بستر پر از رمز و راز آن, سنگهای بسیار مدور اطراف آن و حتا زیر خاک نجف آباد به همراه لایه ی رسوبی زردرنگ در زیر خاک شهر است.
فرسایش آبی پلهای در مسیر به خصوص جهان آباد و شاهدان خوداز دلایل پر آب بودن و قدمت این رود می باشد.
نکته مهم دیگر قدمت رود و روستاها و شهرهای نزدیک آن, وجود پسوند “ا ن” یا پسوند مکان , در آخر نام آنهاست همچون عسگران (أشکران), قهریزجان, تندران, اسپیدواجان, تیران, شاهدان ,جوزدان ,پهران, قهدریجان و پیلاورگان (فلاورجان)
حال پرسشی که مطرح می شود آیا می شود که در طول مسیر و یکیاز نزدیک ترین جاهای رود به کوه، شهری در قدیم نبوده باشد؟؟
جایی که همینک شهر نجف آباد شده در قدیم خشک بوده و بدون زندگی ولی شرق و غرب آن قدمت داشته اند؟
با اندک اندیشه پی خواهیم برد به طور یقین در این محل زندگی و سکونت وجود داشته است.
پرسش دیگر ,حالت پایین بودن خیابان مرکزی شهر (خیابان امام) از سطح دیگر خیابانهای اطراف است که می توان آن را به عبور رودی از وسط شهر نجف آباد نسبت داد گو اینکه دکتر رامشت, استاد جغرافیای اصفهان بر این مهم, نظر مثبت دارند و پس از شاهدان می توان آثاری از جابجایی رود مرغاب را ملاحظه کرد و در کتاب “جاده های باستانی استان اصفهان” اثر محقق ایتالیایی “ماکسیم سیرو” به این نکته رسید که “مسیر تیران-نجف آباد بر روی آب راه قدیمی خشک شده قرار گرفته” و این آب راه, نشان از مرغاب خواهد بود چون تنها آب راه منطقه است.
وجود آب که مایه ی حیات بوده به همراه خاک دشت نجف آباد و نزدیکی به کوه, مکانی مناسب برای یک جا نشینی را در قدیم, متصور می سازد.
در طول مسیر مرغاب, به جز پلهای قدیمی ,قلعه های قدیمی ابراهیم خان شاهدان, غریب خان, گبری و جهان آباد وجود دارند و نشان از سکونت و کشاورزی در این نقاط دارد.
در نقشه های هوایی منطقه هم می توان به سر سبز بودن اطراف مرغاب اذعان کرد هر چند در نقشه های بسیار قدیمی هم, فرتور این رود بهمراه زنده رود و گاوخونی, نقش بسته است.
هر چند در بارندگی های زیاد و چند روزه می توان شاهد جریان یافتن آب در مرغاب بود ولی دیگر به فراوانی روزگاری نه چندان دور این رود نخواهد رسید چرا که ما خود, بخشندگی و خیرخواهی را از رود مرغاب ستانده ایم.
رودی که در مرکز ایران ,چه بسا که تمدن ساز بوده و ما در عین غفلت و خواب و نادانی, آن را از حرکت و تکاپو انداختیم.
بد نیست اشاره ای هم به نقش این رود در قدیم به پر آب تر کردن اسیلها یا آبخیزداری باستانی و نیز قناتهایی چون شیربچه ,خارون و صندل داشته باشیم و پر شدن خندقهای قدیمی نظیر گلزارتپه, کوچه برجی و محله قبرستان را در داخل شهر که همینک نشانه های اندکی از آنها باقیمانده است,از مرغاب دانست.
آری رود مرغاب در مرکز فلات ایران با دست بشر و به دلیل ساخت سد خاکی خمیران ,مدیریت اشتباه در اطراف چشمه مرغاب و عدم توجه به طومار شیخ بهایی, رو به سمت افول نهاده است.
رودی که روزی هویت و اصالت مردمان سرزمین انوش را باعث شده بود به ناجوانمردی و بی خردی, می رود تا مرگ کامل خویش را ببیند و این عاقبت نیز بر پدر پیرش یعنی زنده رود هم دچار شده است.
این رودهای سبز کننده ی مرکز ایران نیاز به توجه و رسیدگی و خرد و برنامه ریزی دارند تا باز به شکوه و عظمت خود بر گردند و سرسبزی و نشاط برای مردم این سرزمین, به ارمغان بیاورند.

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *