سرزمین انوش(ع)

قبر حضرت انوشدر مرکز فلات ایران, غرب کوه آتشگاه اصفهان و  ۸کیلومتری جنوب شرقی نجف آباد, قبر پیامبر بزرگواری است که “انوش بن شیث بن آدم (ع)” نام دارد.
قبر حضرت انوش (نوه ی حضرت آدم) در منطقه ای تاریخی به نام “پهران” قرار دارد که قبرستان بسیار بزرگی در حدود چندین هکتار بوده و در زمان حمله ی افغانها با خاک یکسان شده است. پهران در غرب به جوزدان ,شمال به قلعه سفید, شرق به قهدریجان, جنوب به فولادشهر ختم می شود.
در قدیم به نام “باغ انوش” شهره بوده وهمینک هم حاجتگاه بسیاری از شیفتگان آن حضرت است.
مقبره و بارگاهی ساده بر روی آن ساخته اند که می توان نوعی آرامش را در این زیارتگاه جستجو کرد.
قبرستان به مزارع کشاورزی تبدیل شد ولی قبر انوش(ع) به طور جالبی که داستانها و روایات خاصی در گفتار مردم منطقه دارد از تبدیل شدن به زمین کشت وکار, مصون ماند.
نکته ی جالب تر آن است که پدر روحانی از کشیشان مسیحی فرانسه چندین سال پیش بر اثر تحقیق و جستجو به زیارت قبر انوش(ع) آمده بود و به تمامی کوههای اطراف, آگاه بود گو اینکه خود از اهالی این مکان بوده است.
خادم زیارتگاه وقتی از مترجم این کشیش سیاهپوست فرانسوی علت آگاهی وی را از کوههای اطراف و قبر حضرت انوش(ع) می پرسد, کشیش از تحقیقاتش و بخصوص کتاب عهد عتیق سخن به میان می آورد.
هنوز این خدمتگذار آستان حضرت انوش (ع) در قید حیات است ولی موفق نشده ایم تا کشیش مسیحی را پیدا کنیم و فقط تنها یک عکس از این پدر روحانی در اختیار داریم.
نام انوش, بدون هیچ تردیدی نامی پارسی است و به معنای جاودان و همیشگی می باشد که در نام پادشاه بزرگ ساسانیان یعنی “انوشیروان” دیده می شود.
به نظر می رسد نام این سرزمین که در از شرق به آتشگاه و از غرب به مرغاب و دالانکوه محدود می شود, “انوشان” به معنای “سرزمین انوش” بوده که به مرور زمان به “أنشان” تبدیل شده است.
پسوند “ا ن ” در پارسی باستان برای مکان بکار می رفته و نشان از وابستگی پیشوند به پسوند “ان” بوده است همچون کاشان که قوم کاشی را در آن سرزمین تداعی می کند و نمونه های بسیاری از این دست که در اطراف شهر ما هم کم نیستند.
پس “ان” پسوند مکان است و ریشه ی نام باستانی “أنشان” را می توان در “انوشان” یا “سرزمین منسوب به انوش”جستجو کرد.
برای ما بسیار تعجب آور است که در نزدیکی شهرمان قبر پیامبری وجود داشته و حتا نام این پیامبر بر پادشاهان و سرزمینی از ایران گذاشته اند و ما تاکنون برای یک بار هم از آن محل دیدن نکرده ایم.
تابلوی قبر حضرت انوش(ع) را پس از گلدشت در سه راهی قهدریجان (قدرجون) و کنار تیمارستان شهید بهشتی بارها دیده ایم ولی چنان با سرعت از آن گذشته ایم که با سرعت از کنار تاریخ شهرمان.
وجود قبرهای تاریخی خود سند بزرگی برای اثبات هویت یک منطقه هستند و چه رسد به پیامبری بزرگ که تمام ادیان الهی حضرتش را تکریم می کنند.
وجود قبر پیامبران در فاصله های دور ازهم چون عراق,عربستان,فلسطین و ایران مطلب خیلی عجیبی نیست.
در گذشته ای که عمرها طولانی بود و مشکلات زندگی بسیار ،کوچ بشر بهترین راه مبارزه با سختیها و پیدا کردن بهترین مکان برای گذران عمر بود.
نام “أنشان” در کتابهای تاریخی کهن به عنوان سرزمینی که در فلات مرکزی ایران بوده بارها تکرار شده ولی مکان واقعی آن هنوز در هاله ای از ابهام قرار دارد.خوزستان,فارس و اصفهان گزینه هایی هستند که گمان می رفت “انشان” مربوط به این مناطق است.
ابتدا حدس زده می شد که ایذه یا مالمیر در خوزستان به دلیل کشفیات باستان شناسی ,انشان باستان باشد که دانشمندان متوجه شدند نام باستانی ایذه, “آیاپیر” بوده است و خوزستان از احتمالات خارج شد.
مکان دیگری در پی کشف شدن لوح گلی که نام پادشاهی انشان و سرزمین انشان را بر خود داشت,تل ملیان در نزدیکی پارسه (تخت جمشید) بود.هنوز با وجود عدم حفاریها برخی باستان شناسان نظر خود را مبنی بر انشان بودن تل ملیان میدانند ولی با احترام به نظر این عزیزان باید,گفت آن لوح گلی کجاست و چه نوشته ای بر روی آن نوشته است که نظریه ی یک دانشمند آمریکایی, چنین شما را محو نموده و مهمتر آنکه چرا هویت ایرانیان را اگر راست می گویید مخفی می کنید؟
مهمتر آنکه در لوح گلی منسوب به کوروش که در شهر اور بین النهرین عراق یافت شد مگر نوشته نشده است:
منم کوروش پادشاه انشان
فرزند کمبوجیه پادشاه انشان
پس باید شهر اور را انشان بنامیم و این خارج از منطق و انصاف و خرد است.
جالب تر آنکه هرتسفلد در تحقیقاتش راجع به اصفهان می گوید:
نام قدیم اصفهان, انزان (انشان) بود و داریوش نام آن را به گابیان و گی تبدیل کرد.
در این رابطه هم بحث خواهیم کرد ولی ذکر نام انشان, بعنوان نام قدیم سپاهان در خور توجه است.
آری, سرزمین انوش,”انشان” نام کمی در تاریخ ایرانزمین نیست….
انشان, زادگاه کوروش بزرگ پدر ایرانزمین یا همان ذوالقرنین قرآن و مسیح یهودیان است.
نام انشان در طول تاریخ, شکوه و بزرگی به همراه داشته و بدون شک, داریوش که با کودتایی کمبوجیه و بردیا را از سر راه خود برداشت و بر تخت پادشاهی ایران نشست از نام انشان هم هراس داشت و خواست تا نامش را از صفحه ی روزگار محو کرد و نام “گابیان” را بر آن نهاد.
“گاب” همان “گاو” است که هنوز در لهجه محلی گفته می شود و تبدیل “و” به “ب” را در زبان پارسی بسیار داریم چون “اوو” و “آب” ونیز گاو سمبل قدرت بود و فرماندهان بزرگ لشگر جاویدان هخامنشی در گابیان سکونت داشتند و خود لشگر در سپاهان (اصفهان امروزی).
چنین تحریف تاریخهایی در طول هزاران سال زیاد بر سرزمین انوش رفته است که کم کم به آنها اشاره میکنیم ولی آنچه مسلم است “انشان” سرزمین انوش(ع) بوده و این نام که همان جاودانگی است برازنده ی این سرزمین و خاک می باشد.
خاکی که نه تنها نام آستیاک (آژدهاک) و دشمنان ایران را در زمان کوروش ازبین برد و بیگانگان را به خاک ذلت نشاند بلکه بیش از دو هزار و پانصد سال بعد هم با سپاه و لشگری به نام نجف اشرف, صدام و بیگانگان بعثی را از تعرض به خاک پاک ایران, ناکام گذاشت.چه زیباست تکرار تاریخ و چه زیباست نام پر شکوه لشگر جاودان هشت نجف اشرف و نام پیامبری که در همسایگی ما غبار غربت می خورد از بی خردی ما, حضرت انوش (ع).
5 دیدگاه
    • مدیر سایت
    • مدیر سایت

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *