انتقاد «کیومرث پوراحمد» از قومیت‌زُدایی در سینما

انتقاد «کیومرث پوراحمد» کارگردان نجف‌آبادی از قومیت‌زُدایی در سینما،وقتی استفاده از لهجه یک شوخی می‌شود!

شرق: کیومرث پوراحمد، کارگردان شناخته‌شده سینما، در نشست ٢٤ خرداد مدرسه ملی سینما با عنوان «ملاحظات مفهومی بازنمایی اقوام در سینمای داستانی ایران: پژوهشی در نشانه‌شناسی فرهنگی» به بیان تجربیات خود در فیلم‌های سینمایی در رسیدن به لهجه درست اقوام ایرانی پرداخت.
این عضو دپارتمان کارگردانی مدرسه ملی سینما ضمن بیان خاطره‌ای درباره محل تولد خود در نجف‌آباد اصفهان گفت: «اهمیت لهجه از کودکی برای من شکل گرفت؛ زمانی که بزرگ شدم و راه خودم را در سینما شناختم، تمایل به ساختن آثاری با لهجه گوناگون پیدا کردم و چنانچه مطلع هستید، چندین پروژه با این رویکرد ساختم. نکته مهم به زمان ورود کارخانه ذوب‌آهن به اصفهان برمی‌گردد که با خود‌ هزاران کارگر و تکنیسین وارد کرد که عینا شاهد کم‌رنگ‌ترشدن لهجه اصفهانی بودم. از طرفی ورود وسایل ارتباط‌جمعی مزید بر علت شد تا لهجه اصفهانی رقیق‌تر شود؛ به این دلیل سعی کردم لهجه اصفهانی را در آثارم بگنجانم تا ماندگار شود. البته من لهجه‌های مختلف زیادی را در فیلم‌هایم کار کرده‌ام».
این کارگردان اذعان کرد با ساخت سریال «قصه‌های مجید» که برای اولین‌بار لهجه اصفهانی را در یک فضای جدی نمایشی وارد کرده، با اشاره به تغییرات فضای سینما در دهه‌های قبل تا امروز توضیح داد: «در دوران آقای بهشتی، فضای سینما کارگردان‌سالاری بود و ما تعیین می‌کردیم چه فیلم‌هایی ساخته شود. هر فیلم‌سازی براساس قومیت‌های مختلف آثاری را تولید می‌کرد و تنوعی از آثار می‌دیدیم. اما این موضوع به‌تدریج کم‌رنگ شد و سینما دست افرادی افتاد که از تنوع فیلم‌ها کاستند و افرادی مانند ناصر غلامرضایی، وحید موسائیان و… که درباره لُرها فیلم می‌ساختند، به‌مرور فید شدند. متأسفانه سینما به دست افرادی افتاد که هیچ‌چیزی برایشان مهم نیست. برای این افراد، قومیت، لهجه و پرداختن به قصه‌های متنوع و در کل فعالیت حرفه‌ای در سینما شوخی است و فقط یاد گرفته‌اند از ستاره‌ها برای فروش فیلم‌ها استفاده کنند و باعث شدند سینمای مستقل به تنگنا برخورد کند و حمایت نشود».
دکتر روح‌الله حسینی، مدیر مدرسه ملی سینمای ایران، نیز عنوان کرد: «از استادان دانشگاه هنر، دانشگاه تهران و افراد آکادمیک در حوزه سینما که با مقوله پژوهش سینمایی در ارتباط هستند، تقاضا دارم به نفس همکاری سازمان سینمایی و دانشگاه تهران و مدرسه ملی سینمای ایران توجه و مدرسه را در امر پژوهش یاری کنند. مدرسه ملی سینما در کنار بخش آموزش که مناسبات و تحلیل‌های مخصوص خودش را می‌طلبد، مأموریت مهمی برای خود قائل است و آن‌هم بدل‌شدن به نقطه اتصال و وصل بین حوزه اندیشه و نظر با حوزه اجرا و عمل است».

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *